وزارت نفت جمهوری اسلامی ايران   

ديدار از ايستگاه نم زدايي گاز گورزين

طرح اقماري ها
دوچندان زندگي مي كنند، صدچندان مهر مي ورزند

بازمانده
صبح پنجشنبه، در حالي كه محوطه گمرك ساحلي بندرعباس در آغاز روزي پرازدحام، گرم و نمناك،آكنده از فريادهاي ممتد كودكان بندري است كه يكديگر را به نام ميخوانند، به اتفاق شهرام فتحي و سهميه مان ديگر روابط عمومي شركت پالايش گاز سرخون و قشم سوار قايق دوموتوره و مجهز شركت كه سيستم سرد كننده آن ايراد دارد مي شويم و به سوي قشم حركت مي كنيم.
هنوز در نزديكي ساحل در حال تكان دادن دست براي بچه هايي كه از پنجره طبقه سوم يك شناوركهنه و زهوار در رفته آويزان شدهاند هستم كه غلام قورچيان رييس حراست شركت پالايش گاز سرخونبه سراغمان ميآيد و از اين كه ناچاريم با قايق بدون كولر سفر كنيم ابراز تاسف مي كند. به او مي گوييم نسيم خنكي كه از جنوب مي ورزد، جاي خالي كولر را پر كرده است.
قورچيان در حال توضيح دادن در مورد قايق و احتمال فروش آن است كه علي بهمني ملوان كوتاه قامت و سيه چرده بندري با لباس كار آبي رنگي كه باران رطوبت آن را كاملاً خيس كرده از راه ميرسد و به همه شيريني و چاي و آبميوه و موز تعارف ميكند. علي بهمني را كه هشت فرزند دارد و با حقوق بخورو نمير كارگري، همه را سالم و صادق تحويل جامعه داده و در طول 28 سال گذشته، پايش را از گليمسلامت و شرافت درازتر نكرده، همه همكاران گاز و كاركنان گمرك مي شناسند و به او كه نمونه و نمادانساني زحمتكش، خدمتگزار، قانع، نجيب و راضي به رضاي خدا است و با حضور صميمانه اش،تلنگري به وجدان هاي خفته آدم هاي پرتوقع وارد ميآورد احترام مي گذارند.
ساعت 9.30 صبح، وقتي پا به ساحل آرام قشم مي گذاريم، احساس مي كنيم مهر اين انسان ساده وبي آلايش كه گويي تنها بازمانده نسلي از ياد رفته است، بر دل ما نيز نشسته است.
از علي بهمني عكسي به يادگار گرفتيم كه اگر سردبير، آن را فاقد ارتباط با محور اصلي گزارش ارزيابي نكند، چاپش خواهيم كرد.
نزديك به يك ساعت پس از ترك شناور اختصاصي شركت پالايش گاز سرخون و قشم، با استفاده ازيك خودرو خارجي مسافركش كه آقاي فتحي كرايه كرده بود، سفري 70 كيلومتري را از جاده اي ناهمواربه سوي ايستگاه نم زدايي گورزين آغاز كرديم و كمتر از يك ساعت بعد به مقصد رسيديم.
در گورزين ابتدا با عليرضا سلمانيان رييس بهره برداري گاز قشم گفت وگو كرديم و بعد فرصتي مناسب براي شنيدن حرفهاي غلام قورچيان دست داد.
متن هر دو گفت وگو را در ادامه اين نوشتار مي خوانيد.

آشنايي

 


غلامرضا سلمانيان رييس بهره برداري گاز قشم سال 62 به استخدام شركت ملي گاز در آمد. نزديك به پنج ماه در ايستگاههاي گاز مارون، اهواز، بيدبلند، آغاجاري و اصفهان خدمت كرد و آموزش ديد و چون براي خدمت در تاسيسات بهره برداري قشم استخدام شده بود به منطقه آمد و از آن زمان تاكنون در قالب طرح اقماري در ايستگاه بهره برداري قشم سرگرم فعاليت است. در حال حاضر 40 نيروي عملياتي دراين ايستگاه سرگرم كار هستند.

معرفي ايستگاه
ظرفيت ايستگاه تفكيك و نم زدايي گاز گورزين روزانه يكصد ميليون فوت مكعب است كه در دوواحد جداگانه صورت ميگيرد. گاز ورودي به پالايشگاه پس از تفكيك آب و مايعات گازي وارد برج نم زدايي كه هفت سيني دارد ميشود و به كمك گلايكول كه رطوبت را به خود جذب مي كند، كاملاًخشك ميشود. خشك كردن كامل گاز از آن رو ضرورت دارد كه اگر به حالت نمناك در لوله ها جاري شودخوردگي ايجاد مي كند مصرف كنندگان نيز نمي توانند با ايمني و آسايش كامل از آن استفاده كنند.
گاز خشك توليد شده پس از خروج از بالاي برج تفكيك وارد خطوط لوله ميشود و پس از طي مسيري به طول 70 كيلومتر كه 42 كيلومتر آن از ژرفاي دريا مي گذرد به بندرعباس ميرسد. ظرفيت استاندارد روزانه خط لوله 75 ميليون فوت مكعب است.
مايعات گازي باقي مانده در ايستگاه گورزين همچون گاز خشك توليد شده كه در شهرها و روستاهاي دور و نزديك براي تامين گرما و روشنايي و توليد انرژي مورد استفاده قرار ميگيرد مرغوب و ارزشمنداست. حدود 64 درصد مايعات گازي كه رنگي روشن و شفاف دارد بنزين طبيعي است. مايعات گازي ياد شده پس از شكسته شدن فشار و تثبيت، در مخازن ذخيره مي شود.
هر 50 يا 60 روز يك بار، شيرهاي مخازن به روي شناورهاي خريدار گشوده و مايعات گازي پس ازانتقال به شناورها به ژاپن و كشورهاي ديگر صادر مي شود.

بهره برداري
در بخش بهره برداري، چهار نوبت كاري 12 ساعتي وجود دارد كه يك كارمند بهره برداري، 2 مراقب دستگاه، يك نفر ايمني و آتشكار و يك مامور حراست در هر نوبت فعاليت مي كنند.
در بخش تعميرات يك تكنيسين تعميرات، يك استادكار مكانيك و يك استادكار برق سرگرم كارند.در بخش ابزار دقيق، دو تكنيسين به زودي فعال خواهند شد و دو پزشك يار و دو نيروي خدماتي-ادارينيز مسووليت ارايه خدمات بهداشتي و رفاهي را به كاركنان، بر عهده دارند.

خاك نرم، زمين سخت
در سال 64 يعني در شرايطي كه قشم همچون امروز جزيرهاي پرجمعيت با اقتصاد پويا و مردمسختكوش و پرتكاپو نبود، رانش زمين در گورزين، آسيب هايي به تاسيسات جنبي نم زدايي گاز وارد آوردو در نتيجه احداث تاسيسات و امكانات جديد ضرورت يافت. پس از مدتي، عمليات ساختماني آغازشد و شركت مجري طرح پس از سه سال ساختمان جديد را به بهره برداران تحويل داد. پس ازآماده سازي و تجهيز ساختمان جديد، رانش زمين كه به دليل موقعيت جغرافيايي منطقه، پديده اي رايج و متداول است بار ديگر روي داد و تكرار شد و با آشكار شدن شكاف ها و ترك هاي متعدد بر سقفها وديوارها و كف ساختمان جديد و بازبيني بنا به وسيله مهندسان و كارشناسان، اين انديشه شكل گرفت كه مجري طرح به رغم صرف زمان دراز، ويژگي هاي زمين شناختي و شرايط اقليمي منطقه را در احداث بنااز نظر دور داشته است.
خاك گورزين نرم و زمين آن در حالت خشكي سخت است اما تركيب آهكي آن سبب ميشود زمين در برخورد با آب، نرم و متلاشي و در نتيجه به استحكام بنا آسيبهاي جدي وارد شود.

بهانه
تا جايي كه ما ميدانيم و شنيده ايم، مجريان طرح هاي ساختماني پيش از طراحي و آغاز عملياتي اجرايي، مطالعات دقيق و مهمي را براي شناسايي جنس و نوع خاك و زمين منطقه انجام مي دهند وآنگاه پيريزي يا Foundation ساختمان با توجه به كيفيت خاك و زمين منطقه طراحي و اجرا مي شود.به طور طبيعي، اين نوع مطالعات در مناطقي چون گورزين كه از يك سو داراي ويژگي هاي اقليمي منحصر به خود است و از سوي ديگر تاسيسات نفت و گاز اجرا شده و يا در حال اجرا بايد متضمن استانداردهاي خاص ملي و بين المللي باشد، با دقت و حساسيت مضاعف انجام و يافتههاي آن نيز باصرف زمان كافي ارزيابي مي شود. هرچند مجريان طرح كوشيده اند به بهانه هايي چون دور افتاده ومحروم بودن منطقه، سهل انگاري و خطاي آشكار خود را توجيه كنند، اما به نظر مي رسد گذشته ازتلف شدن سرمايه هاي ملي، سلامت و امنيت كاركناني شريف و نجيب كه با بذل جان و مال و دوري ازكانون گرم خانواده و پذيرفتن پيامدهاي نامطلوب خدمت در قالب طرح اقماري، از بزرگترين منابع اقتصادي كشور مراقبت مي كنند به رسيدگي بيشتر از سوي مسوولان نياز دارد.

آرزوي سبز
هواي گورزين گرم و نمناك است و در فصل هاي بهار و تابستان، گاه رطوبت به 85 درصد و گرما به 50درجه سانتيگراد مي رسد. خاك گورزين نيز خشك و تلخ و زمين آن سخت، مقاوم و سترون است. با اين همه، پالايشگران دلسوز و مبتكر گورزين همواره هنگام عبور از محوطه عريان و تب زده و آكنده از غبارايستگاه، به خود مي گفتند فضاي سبز ميتواند چشم انداز زيبايي را در فضايي منعطف و متنوع ايجاد كند، از آسيب هاي زيست محيطي بكاهد و نسيمي را كه شب هنگام مي وزد و گونه هاي گر گرفته رامي نوازد و خنك مي كند، با لطافت و طراوت در آميزد.
براي اين كه انديشه ايجاد فضاي سبز كه به مرور، به آرزوي بزرگ و مشترك كاركنان تبديل شده بودتحقق يابد، دو ابزار عمده بايد در دسترس قرار مي گرفت: آب براي آبياري گياهان و گلها و خاكيپذيرنده و بارور كه گياهان در آن رشد مي كردند و سبز و شكوفا مي شدند. آب شيرين را چشمه هايي كه در فاصله 40 كيلومتري ايستگاه قرار داشتند تامين مي كردند. پس بايد براي انتقال آب چاره انديشي مي شد. خاك منطقه اما خاكي نبود كه گل و گياه را در دامن خود بپرورد و شكوفا سازد. پس خاكبرداري آغاز شد و خاك پذيرنده و شيرين، جايگزين خاك تلخ و نازا شد تا فضاي سبز ايستگاه نم زدايي گورزين تامين شود.

قاعده و استثنا
قاعده اين است كه رييس مجموعه اي چون ايستگاه نم زدايي گاز گورزين بايد داراي مدرك تحصيلي ليسانس باشد. اما اين قاعده، استثنايي نيز دارد: هرگاه فردي داراي تجربه و توان كافي براي اداره امورچنين تاسيساتي باشد، مي تواند با موافقت مدير مربوط، مسووليت مديريت مجموعه را بر عهده گيرد.
عليرضا سلمانيان پس از 20 سال تجربه اندوزي و زندگي در قالب طرح اقماري، توانسته است به عنوان رييس با تجربه و مديري مدبر، ايستگاه نم زدايي گورزين را هماهنگ با وظايف و هدفهاي اين مجموعه اداره كند. سلمانيان از سال 62 تاكنون، حدود 20 سال از بهترين ايام عمر خود را سپري كرده اما تنها 10 سال يعني نيمي از اين ايام را در جمع خانواده خود گذرانده است. هرچند كاركنان طرحاقماري از مزايا و تسهيلات مترتب بر اين طرح برخوردارند؛ اما اين گروه از كاركنان و خانواده هاي آنان،گاه با مشكلات و كمبودهايي روبه رو هستند كه در درازمدت گريبانگير آنان است و در مواردي كيان خانواده را به طور جدي تهديد مي كند. شماري از فرزندان كاركنان طرح اقماري در نبود پدر، دربن بست هاي اخلاقي و تحصيلي گرفتار مي آيند و اين در حالي است كه مادران به عنوان جانشين سرپرست خانواده از اقتدار سنتي كافي براي كنترل و مهار فرزندان برخوردار نيستند. از سوي ديگر،همسران كاركنان طرح اقماري نيز در نبود مرد خانه، از نعمت برخورداري از تكيه گاه معنوي در نيمي ازايام ماه و سال بي نصيب اند و با ازخود گذشتگي، مي كوشند پيامدهاي ناشي از نبود پدر را براي فرزندان به حداقل برسانند.
كاركنان طرح اقماري هنگام حضور در منطقه به طور دايم نگران خانواده اند و هنگامي كه به خانه مي روند حضور خود را در جمع خانواده همچون ميهماني غريب، كم رنگ و تهي از اقتدار مي يابند.حضور كاركنان طرح اقماري در كوچه و خيابان نيز حضوري مستمر و ملموس و روزامد نيست. در طول مدتي كه آنان از شهر به عنوان مركز و محور فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و... فاصله دارند،چه بسا فرصت هايي كه مي تواند به ارتقاي جايگاه شغلي، افزايش درامد، فرصت هاي مطالعاتي وتخصصي و... منتهي شود اما در نبود اين مردان شريف و سخت كوش از كف مي رود.
فرجام كلام اين كه كاركنان طرح اقماري و همسران و فرزندان آنان به مرور، خود را با شرايطي كه دارند همسو و همراه ميسازند و ميكوشند فرصتها و موقعيتهاي ارزشمند از دست رفته را بابهدستآوردن فرصت ها و موقعيت هاي ديگر جبران كنند و با حسن استفاده از شرايط، در مدت 15روز، دوچندان زندگي مي كنند، صدچندان مهر مي ورزند.
آنان از لحظه هاي رفته خاطره مي سازند؛ چندان كه خانه از تصوير و تصور «بابا» سرشار شود.

حفاظت پرسنلي
غلام قورچيان رييس حراست شركت پالايش گاز سرخون و قشم، ديدگاههاي روشن و شفافي درزمينه حفاظت از كاركنان دارد. او مي گويد كاركنان متخصص و متعهد و زحمتكش اين شركت انسانند وانسان جايزالخطا است.
حراست با درك اين حقيقت نبايد در انتظار بماند تا كسي -خداي ناكرده- خطا كند؛ بلكه بايد درانديشه پيشگيري باشد.

ارتباط حراست با كاركنان
قورچيان ميگويد: حراست فعاليتهاي خود را با هدف حفظ حيثيت و احترام به شخصيت كاركنان به طور نامحسوس انجام مي دهد. براي مثال اگر در جريان فعاليت هاي روزمره خود دريابد يكي از كاركنان در آستانه لغزش است و خطايي مرتكب شده، او را فرا مي خواند و هشدار مي دهد كه وي از اعضاي خانواده بزرگ صنعت نفت است و خطاي او ممكن است به شخصيت ديگر كاركنان مجموعه خدشه وارد سازد. بديهي است فرد مورد نظر، انسان است و با اين هشدار مسير خود را اصلاح مي كند كه در اين صورت، موضوع از نظر ما خاتمه يافته تلقي مي شود.
قورچيان بر اين باور است كه كاركرد حراست بايد به گونه اي باشد كه دشمن -داخلي يا خارجي-نتواند در كاركنان كارامد نفوذ كند. وي مي گويد ارتباط كاركنان با حراست به شيوه برخورد حراست وكاركرد آن بستگي دارد. برخورد عاطفي و احساسي و غيرمنطقي و شتابزده شماري از عوامل حراست سبب شده است بعضي كاركنان، حراست را موجب زحمت و مانع به شمار آورند در حالي كه حراستعامل رحمت و هادي است. حراست سازماني است كه جاذبه و دافعه دارد و متاسفانه بيشتر كاركنان به دافعه هاي حراست توجه مي كنند.

حراست، روابط عمومي، مديريت
قورچيان در زمينه ارتباط حراست با مديريت و روابط عمومي مي گويد حراست چشم و گوش مدير ويكي از حلقه هاي زنجيره ارتباط روابط عمومي با كاركنان و مردم است.
رييس حراست شركت پالايش گاز سرخون و قشم در پايان اين گفت وگو با اشاره به لزوم ارتقاي سطح دانش عمومي كاركنان متعهد و سختكوش حراست مي گويد: سازمان حراست از قافله دانش فني وفناوري نوين عقب مانده و بيشتر فعاليت هاي خود را به شيوه هاي سنتي انجام مي دهد كه اميد است بااستقرار سامانه حفاظت الكترونيك شاهد تحول در وضعيت موجود باشيم.